Wednesday, December 7, 2011

شعری از فروغ فرخزاد

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده

ای بروی چشم من گسترده خویش
شادی ام بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگیها کرده پاک

ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمی انگاشتم

No comments:

Post a Comment