Thursday, January 10, 2013

سخنرانی فراموش نشدنی ویکتور هوگو در مجلس فرانسه

سخنرانی فراموش نشدنی ویکتور هوگو بزرگ‌ترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه د
ر مجلس فرانسه که بعنوان یکی از تاثیر گذارترین سخنرانی های دو قرن اخیر همواره در یادها خواهد ماند.

متن سخنرانی مذکور که ترجمه استاد شجاع الدین شفا می باشد :
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن حکومت بیشتر از یک قاتل عادی حق قاتل شدن نداشته باشد، و وقتیکه بصورت حیوانی درنده حمله کند، با خودش نیز چون با حیوانی درنده عمل شود.

برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن جای کشیش در کلیسای خودش باشد و جای دولت در مراکز کار خودش، نه حکومت در موعظه مذهبی کشیشان دخالت کند و نه مذهب به بودجه و سیاست دولت کاری داشته باشد.
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن، همچنانکه قرن گذشته ما قرن اعلام تساوی حقوق مردان بود، قرن حاضر ما قرن اعلام برابری کامل حقوقی زنان با مردان باشد.
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن آموزش عمومی و رایگان، از دبستان گرفته تا کلژدوفرانس، همه جا راه را به یکسان بر استعدادها و آمادگی ها بگشاید. هرجا که فکری باشد کتابی نیز باشد. نه یک روستایی بی دبستان باشد، نه یک شهر بی دبیرستان، نه یک شهرستان بی دبیرستان،و
برای پی ریزی جامعه ای بکوشیم که در آن بلای ویرانگری بنام گرسنگی جایی نداشته باشد. شما قانونگزاران، از من بشنوید که :

فقر آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است .
رنج فقر رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است.
احتضار طولانی فقیر است که مرگ حاد توانگر را به دنبال میآورد.
فقر بدترین دشمن نظم و قانون است.

فقر نیز، همانند جهل، شبی تاریک است که الزاما میباید سپیده ای بامدادی در پی داشته باشد
.
 
*********************************
 
 صد البته, ویکتور هوگو نویسنده, شاعر و شخصیتی مترقی و قابل تقدیر و مورد احترام  خاص و عام در عصر خویش بوده. اما او, به اندازه کافی- آنطور که باید و شاید- به قلب مطلب نزده!! چرا که مشکل اصلی جامعه بشری قرنهاست که وجود نحس  دولت بوده است!! بزبانی دیگر این ساختار دولت و حکومتهای رنگارنگشان (با "قوانین" و "نظم " طبقاتی خاصش) بوده که بعنوان نماینده بخش کوچکی از افراد جامعه(10%) در خدمتگذاری بی چون و چرا به سرمایه داران و جیره خوارانشان باعث بدبختی 90% جامعه بشری گردیده است  . 
 سیستمی که (در 500 سال گذشته) باعث از خود بیگانگی هر چه بیشتر از پیش و تحقیر  سونامی وار بشریت شده است. سیستمی که در آن پول-فتیشیسم کالائی- حکم "خدا" را برای دارندگانش بازی میکند .

 سخن کوتاه: موعظه کردن جناب  ویکتور هوگو خرده بورژوا برای حفظ دولت در کل  و با برپائی حکومتی رفرمیست مسلک ( کره بر روی نان فقرا مالیدن) تئوری گمراه کننده ای برای بشریت بوده و هست!! تنها با برداشتن این تومور سرطانیست که میتوان شادابی و نشاط را بر تن خانواده جهانی مشاهده و لمس کرد. جهانی عاری از سرمایه (روابط استثمار گرایانه و تحقیر آمیز ),دولت (حفظ نابرابریهای اجتماعی  توام با فرهنگ و روان تیکه پاره شده و اسکیزوفرنیک همراه با کار مزدی/ بردگی, خانواده و...زندان ) و خدا( و دین و مذهب بعنوان توجیه "الهی/آسمانی" این نظم نابرابر و مشمئز کننده و وعده سر خرمن دادن برای "آخرتی" بهتر و "بهشتی "برین) ;بخوان آنارشی!! این است راه حل بشریت برای ساختن "مدینه فاضله" اش در این کره خاکی.

پیش بسوی مادی گرداندن این جهان نوین,حتا اگر آنرا در سطحی کوچک و برای مدتی کوتاه به مرحله اجرا گذاریم . رفقا ! تنها راه رسیدن به آنارشی همانا بدور ریختن خرده کاریهای مبارزاتی برای بر چیدن هزار و یک نوع ستم  سیستم سرمایه داری بگونه تک به تک میباشد!! از تجربیات شکست خورده گذشته رفقایمان در سندیکاها, قیامها , اعتصاب غذا ها .... بیاموزیم .و با خط کشی کردن از تشکیل جریانهای ریز (در دو دهه گذشته) در جوامع مدرن و "پیشرفته" از قبیل "غذا و نه بمب" "دوچرخه و نه ماشین "...., که هر چند قابل تقدیر میباشند, نیروهایمان را تیکه تیکه نگردانیم. چرا که تمامی این گونه شیوه های مبارزاتی نیروهایمان را به هرز میبرد و سرمایه داران را خرسند نگاه میدارد. پس, پیش بسوی ساختن آنارشی و پیاده گرداندن زندگی نوین در عمل ,از همین امروز و در همه جا.
پیش بسوی برپائی انجمنهای مستقل دموکراتیک محلی در هر کوی و برزن    
 
مرگ بر دولت با هر نام و رسمی
زنده باد آزادی بی قید و شرط
نه سرمایه- نه خدا - نه دولت
زنده باد آنارشی
پیمان پایدار

No comments:

Post a Comment