متبوع / مطبوع
.در املای این دو کلمه نباید اشتباه کرد
متبوع به معنای "مورد اطاعت،مورد تبعیت" است و بیشتر در ترکیب کشور متبوع، یعنی "کشوری که شخص تابع آن است" به کار می رود."سفیر فرانسه اطمینان داد که کشور متبوعش خواستگار جنگ نیست." اما مطبوع یعنی
:"خوشایند طبع، پسندیده"
درآن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت
جز این قدر که رقیبان تندخو دار
"حافظ"
ابوالحسن_نجفی#غلط_ننویسیم#فارسی#پارسی#
متبوع به معنای "مورد اطاعت،مورد تبعیت" است و بیشتر در ترکیب کشور متبوع، یعنی "کشوری که شخص تابع آن است" به کار می رود."سفیر فرانسه اطمینان داد که کشور متبوعش خواستگار جنگ نیست." اما مطبوع یعنی
:"خوشایند طبع، پسندیده"
درآن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت
جز این قدر که رقیبان تندخو دار
"حافظ"
ابوالحسن_نجفی#غلط_ننویسیم#فارسی#پارسی#
=====================
Parsi_vs_farsi#
#پارسی#پارسی_سره
--------------
ورجه وورجه
(برجه فروجه)
(برجهیدن و فرو جهیدن)
-------------------
"ورجه وورجه"
به معنای جست و خیز، دگرگون شده
"برجه فروجه"
از ریشه پارسی "جستن" یا جهیدن اسا.
"برجهیدن"
به معنای "بالا پریدن" و "فرو جهیدن" به معنای "پایین پریدن" است
=================
هور: خورشید
حور: زنان زیبا روی به اصطلاح بهشتی
==============
کج دار و مریز .... نه کج دار و مریض
"کج دار و مریز"
کنایه از دست به عصا رفتن و مدارا کردن است. این عبارت را اغلب به اشتباه به
صورت "کج دار و مریض" می نویسند و به مریضی نسبتش می دهند. در حالی که در اصل به این معنی است که ظرفی را کج نگه داریم، ولی مراقب باشیم محتویات داخل آن نریزد.
مثال:
"جامی که به دست توست کج دار و مریز"
No comments:
Post a Comment