Naskhad

(نه سخد (نه سرمایه نه خدا نه دولت

Sunday, January 8, 2017


“Origen de la Quinua” :ریشه کی نووا : برنج اینکاها - مترجم 


 Mito aymara  اسطوره (قوم-م) 'آیمارا' در پرو و بولیوی


Corto animado-ویدئو انیمیشن-به اسپانیائی

پیشگفتار و ترجمه از: پیمان پایدار

این دانه لذت بخش و مقوی- که بیش از 200 نوع از آن در رنگهای متفاوت یافت میشود- امروزه به اقصی نقاط جهان صادر میشود و قیمتش سر به فلک کشیده !!آن بخش از لیمائی های سفید پوست نژاد پرست که تا دیروز اصلا نمیخوردنش و با بیشرمی همیشگی شان و با توهین به سرخ پوستان و اخ و اوخ کردن  بیخیالش بودند... حالا که اندک زمانیست که در آمریکا و اروپا خوردنش مد" شده(در سالاد و سوپ و...) موضع فرصت طلبانه شان را تغییر داده و به خرید و مصرفش میپردازند. و با قانون عرضه و تقاضا قیمتش طبعا 7 برابر شده.


“El origen de la quinua” es la leyenda aymara que cuenta cómo una estrella bendijo al pueblo aymara con el “grano dorado”, luego de conocer a un joven campesino. Cuenta la fantástica historia de cómo la quinua llegó a alimentar a los pueblos andinos gracias a una estrella y un joven campesino.

منشاء کی نووا" افسانه'آیمارا(*)' یست که می گوید چگونه پس از آشنائی با یک دهقان برای قوم' آی مارا' بمانند ستاره ای با" دانه طلائی"  برکت آورد . سخن  از داستان فوق العاده ای میکند که چگونه 'کی نووا' به لطف  یک ستاره و یک دهقان جوان به مردم 'آند' غذا داد  .
(*)aymaraقومی از سرخپوستانی که در دو کشور پرو و بولیوی پیرامون دریاچه 'تیتی کاکا' میزییند
El video fue dirigido por Jorge Carmona y producido por Celia Barreda. La narración es de Gregorio Ordoña. Lea “El origen de la quinua” y otras historias tradicionales y cuentos orales aymaras recopiladas por el antropólogo aymara Edgar Quispe Chambi

 این ویدئو توسط  'خورخه کارمونا' کارگردانی و 'سلیا به ره دا' تولید شده .صدای روایت از 'گرگوری اوردونیا' است. چنین خوانده شده: «منشا کی نووا" و دیگر تواریخ سنتی و داستانهائی شفاهی جمع آوری شده توسط انسان شناس آیمارائی  ادگارکیسپه چمبی 
ORIGEN DE LA QUINUA

ریشه کی نووا

Narrado por: Alipio Chipana
Dicen, que antiguamente la gente aymara podía encontrarse y conversar hasta con las estrellas. De allí que relatan que en tiempos muy antiguos, en las cercanías del LagoTiticaca, en la temporada en que las chacras empezaban a tener los primeros productos, por las noches alguien arrancaba las matas de las papas, pero había un joven que cuidaba las chacras, por lo que una noche quiso sorprender al ladrón de las chacras. Así en la noche aparecieron varias jóvenes campesinas, entonces atrapó a una de ellas, huyendo las demás, por lo que de inmediato tenía que llevarlo donde el mayku(+) , pero casi al amanecer la joven se convierte en ave y se fue volando hacia lo alto hasta llegar a donde sus compañeras que eran las estrellas, de lo que el joven se quedó admirado. Pero al día siguiente se fue donde el cóndor para suplicarle que le llevara donde las estrellas que habían huido de la tierra, entonces el condor lo condujo a donde la joven estrella. Ella vivió junto al joven alimentándolo con quinua, así el joven quería regresar a la tierra para ver a sus padres. La estrella envió quinua, desconocida en la tierra, desde entonces se siembra la quinua para que sirva de alimento al aimara, producto que hasta entonces era desconocida por la humanidad.

 می گویند، که در قدیم  مردم آیمارا می توانستند ملاقات کنند و حتی با ستارگان نیز سخن بگویند . از این رو آنها گزارش می دهند که در زمان های خیلی قدیم، در مجاورت دریاچه تیتی کاکا، شروع اولین فصل باروری محصولات در مزارع ، شبها کسی بوته سیب زمینی ها را در می آورد، اما یک مرد جوان بود که از کشتزارها مراقبت میکرد، این چنین بود که شبی خواست دزد مزارع را غافلگیر کند . بنابراین در شب چند دختر جوان دهقان سر و گله شان پیدا شد، در نتیجه یکی از آنها را گرفت، و بقیه پا به فرار گذاشتند ، بنابراین بلافاصله بردش پیش 'می کو+'(هم به معنی یکی از "خدایگان" قوم و هم اتوریته سیاسی محلی. در اینجا دومین منظورش است-م) ، اما در نزدیکی طلوع آفتاب دختر جوان پرنده شد و پرواز کرد و رفت به سمت بالا تا به جائی رسید که دوستان دخترش ستاره گانی بودند ، بطوری که مرد جوان مات و مبهوت ماند. اما پسرک روز بعد رفت پیش کرکس و به او التماس کرد که او را پیش ستاره گان ببرد که از زمین فرار کرده بودند، و بنابراین کرکس او را پیش ستاره دختر جوان برد. دختر جوان پیش مرد جوان ماند و به تغذیه او با  کی نووا پرداخت، مرد جوان خواست به زمین بازگردد برای دیدن والدینش . ستاره کی نووا فرستاد، که بر روی زمین ناشناخته بود ، از آن زمان کی نووا بعنوان  به مواد غذائی آیمارا کاشته شد، محصولی که تا آن زمان برای بشر ناشناخته بود.

https://vimeo.com/91673021?ref=fb-share&1










03:34
04:19

 

naskhad.blogspot.com at 3:51 PM
Share

No comments:

Post a Comment

‹
›
Home
View web version

About Me

naskhad.blogspot.com
View my complete profile
Powered by Blogger.