مفهوم سه نوع "دوستی" و مقایسه شان با انواع چای !!
مقدمه
متن زیر را ,که از قرار نویسنده اش گمنام است ,از دوست عزیزم دکتر آزاده وارسته دریافت کرده ام. اول عین آن را نقل میکنم و بعد نظر خود را پیرامون آن ابراز. طبق معمول با تشکرات صمیمانه از او.
پیمان پایدار
************************
دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسهای ست.
هول هولکی و دم دستی. این دوستیها برای رفع تکلیف خوبند. اما خستگیات را رفع
نمیکنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمیکند. خاطره نمیشود. فقط از سر اجبار
میخوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمیکنی.
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستیها جان میدهد برای مهمانبازی برای تعریف کردن لطیفههای خندهدار. برای فرستادن اس ام اسهای صد تا یک غاز. برای خاطرههای دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو میدهند. این چای زود دم خارجی را میریزی در فنجان بزرگ. مینشینی با شکلات فندقی میخوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی. فقط نمیدانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت میشود رنگ قیر. یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ میدهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی کنی.
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستیها جان میدهد برای مهمانبازی برای تعریف کردن لطیفههای خندهدار. برای فرستادن اس ام اسهای صد تا یک غاز. برای خاطرههای دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو میدهند. این چای زود دم خارجی را میریزی در فنجان بزرگ. مینشینی با شکلات فندقی میخوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی. فقط نمیدانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت میشود رنگ قیر. یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ میدهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی کنی.
*****************************
همانطور که میدانیم جامعه سرمایه داری و فرهنگ حامل(و غالب) آن چیزی نیست جز روابط کالائی/ شیئی فی مابین افراد . بیک کلام فتیشیسم کالائی بر تمامی روابط غالب میباشد. بزبانی دیگر, ناخودآگاهانه, خرد غالب بر روابط انسانی همانا خرد ابزار گونه میباشد و این خود روابط انسانی را عمدتا تهی از هر گونه عشق و محبت حقیقی نموده . و طبیعتا با لوث کردن روابط انسانی, اکثریت رابطه های "دوستانه" نیز, به تعبیر نوع اول و دوم چای "کیسه ای" و "خارجی" , تبدیل میشوند به روابطی خرده بورژوایانه و بعضا بورژوایانه(یا همان کاسبکارانه)با یکدیگر. حال آنکه دوستی های حقیقی و پاک چیزی نیستند جز همان نوه سوم !!
به امید زندگی در جامعه ای که " رفع تکلیف" و " خاطره دم دستی" زیر نویسی گردد به تاریخ ننگین روابط غیر انسانی گذشته بشریت .
زنده باد :عشق, محبت ,صداقت (یکرنگی) وهمبستگی
نابود باد: از خود بیگانگی و فرمالیسم بورژوائی
زنده باد آزادگی و وارستگی ,بخوان آنارشی
پیمان پایدار
No comments:
Post a Comment