Friday, December 27, 2013

آنارشیسم یا جنبش انقلابی قرن بیست و یکم میلادی
 
نوشته ای از: دیوید گریبر(*) و آندرژ گروباسیک
David  Graeber and  Andrej Grubacic
 جزوه دوازده صفحه ای
 چاپ و پخش از:جهانی نو در قلبیهایمان
A New World In Our Hearts
Inourhearts @gmail.com
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به :
www.inourheartsnyc.org



ترجمه از : پیمان پایدار
این مقاله را در چهار بخش ارائه خواهم داد
**************************************


قسمت سوم

اجماع اغلب بد فهمیده میشود.اغلب شنیده میشود که منتقدان ادعا میکنند که اجماع موجب انطباق خفقان میشود(به بیان دیگر مخالفین احساس مبکنند که میبایستی "خفه خوان" بگیرند یا با اکثریت خودشان را منطبق کنند-مترجم) اما تقریبا هرگز توسط کسی که در واقع اجماع را درعمل شاهد بوده است, حداقل, هدایت شده توسط ,تسهیل کننده مجرب(بعضی از آزمایشهای اخیر در اروپا, که سنت کمی از اجماع وجود دارد, تا حدودی زمخت بوده اند). در واقع, فرض بر این است که هیچکس واقعا نمیتواند, و شاید نباید, دیگری را کاملا به نظر خود تبدیل کند/ برگرداند . حال آنکه, درعوض, موضوع فرایند اجماع اینست که اجازه میدهد که گروه برای عمل مشترک تصمیم گیری کند . بجای رای دادن به بالا و پائین طرحی, طرح ها مورد بررسی و بررسی مجدد قرار میگیرند, مسدود میکردند یا ابداع میشوند , فرایندی از سازش و سنتز وجود دارد, تا اینکه یکی به طرحی که همه بتوانند با آن کنار بیایند (و زندگی کنند) برسد. وقتی به مرحله نهائی رسیده میشود, در واقع "یافتن اجماع", دو سطح از امکان اعتراض وجود دارد : کسی میتواند در "کناری بایستد", که به این معنی میباشد, "من اینرا دوست ندارم و در آن شرکت نمیکنم اما جلوی کس دیگری را برای شرکت نمی گیرم", یا "بلوکه کردن", که به معنای حق وتو کردن است . کسی فقط موقعی میتواند طرحی را بلوکه کند اگر حس کند که در نقض اصول اساسی یا دلایل گروهی است . یکی ممکن است بگوید که عملکردی (فونکسیون) که در قانون اساسی آمریکا به دادگاه واگذار شده, برای وتو کردن قانونی که بنیان قانون اساسی را نقض میکند, در اینجا به هرفرد محول گردیده تا در واقع با شهامت بر علیه خواست جمعی گروه بلند شود .(هر چند البته همچنین راههائی برای به چالش کشیدن بلوکهای غیر اصولی وجود دارد)

ما میتوانیم روده درازی کنیم در مورد روش پیچیده, شگفت انگیز و استادانه درست شده ای که برای اطمینان از این آثار طراحی شده, از اشکال لازم برای اصلاح اجماع گروههای بسیار بزرگ; از این راه که اجماع خود تقویت کننده اصل غیر تمرکز گرائی است با تضمین اینکه کسی واقعا نمیخواهد طرحهائی را برای  گروههای بسیاربزرگ ارائه دهد مگر اینکه مجبور باشد, به معنای حصول اطمینان از برابری
سکسی و بر طرف کردن تضاد(کشمکش)...مسئله اینست که این شکلی از دموکراسی مستقیم میباشد که خیلی متفاوت است از نوعی که ما معمولا با این واژه مرتبط میدانیم - یا, بزبانی دیگر, با نوع رای گیری اکثریتی معمول سیستم که در اروپا و آمریکا شمالی توسط آنارشیستهای نسل اول اعمال میگردید, یا هنوز میگردد , بگو, در انجمنهای مناطق طبقه متوسط نشین شهری در آرژانتین(هر چند نه,عمدتا ,در میان بخش رادیکال تر جنبش ' پیکه ته روس'(*) بیکاران سازماندهی شده ,که تمایل به کار با اجماع دارند.) با افزایش تماس بین جنبش های مختلف بین المللی , گنجاندن گروههای بومی و جنبشها از آفریقا, آسیا و اقیانوسیه با سنتهای رادیکال متفاوت , ما شاهد آغاز درک نوین جهانی از چیزی که "دموکراسی" میبایستی معنی داشته باشد در فاصله ای هر جه بیشتر از پارلمانتاریسم نئولیبرالی که اخیرا توسط قدرتهای جهانی ترویج میشود . 

مجددا گفته باشیم, دشوار است دنبال کردن سنتز روح جدید با خواندن اکثریت ادبیات موجود آنارشیستی, چرا که کسانی که بیشتر انرژی شان را, بجای اشکال پراتیک (عمل) در حال ظهور , صرف سئوالات تئوریک میکنند به احتمال زیاد در گیر حفظ منطق سکتاریستی قدیمی می باشند . آنارشیسم مدرن آغشته به تناقضات بی شماری است. درحالیکه آنارشیست های با حرف کوچک آ به تدریج در حال ادغام کردن ایده ها و پراتیک(شیوه)های آموخته شده از متحدان بومی شان بدرون حالات سازماندهی یا آلترناتیو(جایگزین) کومونیته ها می باشند, ردیابی(نشان و اثر) اصلی ادبیات نوشتاری را می بایست در ظهور فرقه بدویت گرایان(+) جست, خدمه بدنام ستیزی که خواهان لغو کامل تمدن صنعتی , و ,در برخی موارد , حتی کشاورزی میباشند(6). حال آنکه, زمان زیادی طول نخواهد کشید که این منطق قدیمی تر راه را برای چیزی بیشتر شبیه عمل مبتنی بر پراتیک گروههای اجماع بازگرداند .

 این سنتز نوین به چه شکل خواهد بود؟ برخی از رئوس را میتوان در حال حاضر از درون جنبش تشخیص داد . اصرار بر گسترش مداوم تمرکز مبارزه ضد اقتدارگرایانه, دور شدن از تقلیل صرف مبارزات به مبارزه طبقاتی با تلاش برای درک " کلیت سلطه" , بدیگر سخن, برجسته کردن نه تنها دولت بلکه همچنین رابطه سکسیت, و نه فقط اقتصاد بلکه روابط فرهنگی و محیط زیستی ,سکسوالیتی , و آزادی که در هر شکل آن میتواند دنبال شود ,و هر کدام نه تنها از طریق صرف منشور روابط اقتدار , بلکه مطلع گشتن توسط مفاهیم غنی تر و متنوع تر دیگر نیز هم .

این روش خواهان گسترش بی پایان تولید مادی نمی باشد,یا اینکه مدعی شود تکنولوژی بیطرف میباشد ,اما تکنولوژی را نیز فی نفسه تقبیح نمیکند. در عوض ,آشنا میشود با و انواع متنوعی از فن آوری را بعنوان مناسب بکار میبرد .نهادها را نیز فی نفسه تقبیح نمیکند ,یا اشکال سیاسی را ,به تصور کردن نهادهای نوین و اشکال جدید سیاسی برای فعالیت و جامعه نوین تلاش میکند ,منجمله شیوه های جدید گردهمآیی(جلسه/میتینگ) ,راههای جدید تصمیم گیری , شیوه های نوین هم آهنگی, در امتداد خط های مشابه همانطور که تا حالا داشته با احیا کردن گروههای قوم و خویشی(+*) و ساختارهای بیانی. و نه تنها اصلاحات را فی نفسه تقبیح نمیکند ,بلکه تلاش به تعریف و پیروزی اصلاحات غیر رفرمیستی میکند , که ملتفت به نیازهای بلافاصله مردم بوده و بهبود بخشیدن زندگی روزمره , و همزمان بسمت دستاوردهای بیشتر حرکت کردن ,و نهایتا, دگرگونی/ ترانسفرماسیون (7) تمام عیار .

ادامه دارد  

**************************

(*) Piqueterosتظاهرات کننده گان جنبش نوین اشغال در آرژانتین , که با تشکیل انجمنهای دموکرتیک مستقل در کارخانه ها و محلات(بخوان آنارشی در عمل) در سال 2011 تاریخ ساز شدند . هر چند بورژوازی بومی بالاخره توانست لجام سیستم زخم خورده سرمایه را بدست گیرد ولی هنوزهستند چند صد کارخانه هاتی که در دست خود کارگران بگونه خودگردان اداره میشوند :مترجم.

(+)Primitivist / (*+) affinity groups

(6)cf. Jason McQuinn,"Why I am not a Primitivist"چرا من بدویت گرا نیستم
Anarchy: a journal of desire armed,printemps/ete 2001.cf
le site anarchiste www.anarchymag.org.cf. john Zerzan,
Future Primitive & Other Essays.Autonomedia,1994

(7)بسوی نوع دیگری از آنارشیسم : آندرژ گروباسیک
Towards an anotherAnarchism , in:Sen, Jai,Anita Anand.Arturo Escobar and Peter Waterman,
The World Social Forum:Against all Empires, New Delhi: Viveka 2004


 

" اینترنت نمیبایستی وجود میداشت...تهدیدی هست برای امنیت ملی" : جی راکیفلر

Like ✔ Comment ✔ Share ✔ Tag ✔
Evolution Through Revolution
www.facebook.com/ThePeoplesTruth
 
ترجمه :"اینترنت داره دخل انحصارات 140 ساله خانواده ما رو در میاره ,چرا که مردم دارن آگاه میشن به اینکه چه پست فطرتهائی کثیفی هستیم ما ها" .

(خانواده های بورژوا-مترجم : پیمان پایدار)
**************************
دیالکتیک تاریخ بگونه استهزا آمیزی عمل میکند : آخرین دستاوردهای تکنولوژیک طبقه حاکم , بمانند دگر ابزارهای تولیدی 200 و اندی سال گذشته ,کماکان فاصله انسانها را در تبادل ایده ها وتجربیات مبارزاتی و....روز بروز کمتر کرده اند و این در مورد اینترنت, فیس بوک و....چندین برابر عمل کرده. اما نمیبایست جنبه منفی آنرا نیز از اذهان دور نگه داشت: رشد فزاینده دنیای مجازی و به "حاشیه" رفتن دنیای حقیقی , فاصله گرفتن انسانها از همدیگر و رشد از خود بیگانگی بگونه سرسام آورش . فقط کافیست به ایزوله شدن هر چه بیشتر جوانان (حتی در کشورهای پیرامونی و در بین طبقات پائین اجتماعی نیز هم)از همدیگر و "سربزیر شدن"(در همه جا چشم به آی پد و...و ندیدن آدمیان اطرافشان) بیش از حدشان نظری بیفکنیم. حتی در جمع هم همه با تلفنهاشون ارتباط برقرار میکنن تا آدم بغل دستیشون !!!
  حال من یکی که بهم میخوره. نمیدونم شما خوانندگان عزیز چی فکر میکنید؟
پیمان پایدار 

Thursday, December 26, 2013



 

http:// unsaidmagazine.wordpress.com
Alcoholism does not seem to be a search for pleasure, but a search for an effect which consists mainly in an extraordinary hardening of the present. One lives in two times, in two moments at once, but not at all in the Proustian manner. The other moment may refer to projects as much as to memories of sober life; it nevertheless exists in an entirely different and profoundly modified way, held fast inside the hardened present which surrounds it like a tender pimple surrounded by indurate flesh. In this soft center of the other moment, the alcoholic may identify himself with the objects of his love, or the objects of his “horror and compassion,” whereas the lived and willed hardness of the present moment permits him to hold reality at a distance. The alcoholic does not like this rigidity which overtakes him any less than the softness that it surrounds and conceals. One of the moments is inside the other, and the present is hardened and tetanized, to this extent, only in order to invest this soft point which is ready to burst. The two simultaneous moments are strangely organized: the alcoholic does not live at all in the imperfect or the future; the alcoholic has only a past perfect – albeit a very special one. In drunkenness, the alcoholic puts together an imaginary past, as if the softness of the past participle came to be combined with the hardness of the present auxiliary: I have-loved, I have-done, I have-seen. The conjunction of the two moments is expressed here, as much as the manner in which the alcoholic experiences one in the other, as one enjoys a manic omnipotence. Here the past perfect does not at all express a distance or a completion. The present moment belongs to the verb “to have,” whereas all being is “past” in the other simultaneous moment, the moment of participation and of the identification of the participle. But what a strange, almost unbearable tension there is here…this embrace, this manner in which the present surrounds, invests, and encloses the other moment.
The present has become a circle of crystal or of granite, formed about a soft core, a core of lava, of liquid or viscous glass. This tension, however, is unraveled for the sake of something else. For it behooves the past perfect to become an “I have-drunk.” The present moment is no longer that of the alcoholic effect, but that of the effect of the effect. The other moment now indifferently embraces the near past – the moment when I was drinking – the system of imaginary identifications concealed by this near past, and the real element of the more or less distanced sober past. In this way, the induration of the present has changed its meaning entirely. In its hardness, the present has lost its hold and faded. It no longer encloses anything; it rather distances every aspect of the other moment. We could say that the near past, as well as the past of identifications which is constituted in it, and finally the sober past which supplied the material, have all fled with outstretched wings.
We could say that all these are equally far off, maintained at a distance in the generalized expansion of this faded present, and in the new rigidity of this new present in an expanding desert. The past perfect of the first effect is replaced by the lone “I have-drunk” of the second, wherein the present auxiliary expresses only the infinite distance of every participle and every participation. The hardening of the present (I have) is now related to an effect of the flight of the past (drunk). Everything culminates in a “has been.” This effect of the flight of the past, this loss of the object in every sense and direction, constitutes the depressive aspect of alcoholism.
- Gilles Deleuze -

Wednesday, December 25, 2013

آنارشیسم یا جنبش انقلابی قرن بیست و یکم میلادی
 
نوشته ای از: دیوید گریبر(*) و آندرژ گروباسیک
David  Graeber and  Andrej Grubacic
 جزوه دوازده صفحه ای
 چاپ و پخش از:جهانی نو در قلبیهایمان
A New World In Our Hearts
Inourhearts @gmail.com
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به :
www.inourheartsnyc.org



ترجمه از : پیمان پایدار
این مقاله را در چهار بخش ارائه خواهم داد
**************************************



قسمت دوم
مکاتب مارکسیسم همیشه بنیانگذاران خود را دارند. همانطور که مارکسیسم از مغز مارکس تراوش کرد, ما همینطور لنینیست داریم , مائوئیست ,آلتوسرین*....(توجه شود که چگونه این لیست با رهبر کشورها شروع  میشود وتقریبا به تدریج یکپارچه به استادان فرانسوی می رسد- که, به نوبت, میتواند به تولید مثل فرقه/مسلک(مکتب فلسفی) های خویش برسند:لاکانین*, فوکوئین*....)
(*)Althusserians /  Lacanians / Foucauldians

مکاتب آنارشیسم, در مقابل ,همیشه بگونه تغییر ناپذیراز نوعی از اصول سازمانی یا اشکال عملی ظهور میکنند: آنارکو سندیکالیست و آنارکو- کمونیست ,قیام گرایان(شورشگرایان) و پلاتفرمیست ها ,کئوپراتیویستها(تعاونی گرایان) , شوراهی ها(کنسول گرایان) , فردگرایان, و الی آخر . 

وجه تمایزآنارشیست ها توسط کارهائی که میکنند, و چگونه سازماندهی کردنشان برای به انجام دادن رساندن اهدافشان مشخص میشود . و در واقع این چیزیست که آنارشیست ها همیشه بیشتر وقتشان را بفکر و جدل در موردش سپری کرده اند . آنها هیچگاه علاقه زیادی به سئوالات وسیع استراتژیک و فلسفی که مشغله فکری مارکسیستها بوده نداشته اند. بطور مثال ,اینکه آیا دهقانان طبقه بالقوه انقلابی هستند یا نه?( آنارشیستها معتقدند اینرا خود دهقانان تصمیم میگیرند) یا اینکه طبیعت شکل کالا چیست؟ در حالیکه , آنارشیستها گرایش به این دارند که بحث در مورد چگونگی برگزاری حقیقتا دموکراتیک میتینگها داشته باشند, یا اینکه در چه مرحله  سازمان ترمزی میشود در مقابل قدرت یابی توده های مردم و شروع میکند به سرکوب آزادیهای فردی . اینکه آیا "رهبری" لزوما چیز بدی هست؟ یا, متناوبا, در مورد اخلاق مخالفت کردن با قدرت :عمل مستقیم چیست؟ آیا کسی می باید فردی را که رهبر دولتی را ترور میکند محکوم کند؟ چه وقتی درست میباشد که سنگی پرتاب کنیم ؟

مارکسیسم گرایش به این داشته که به گفتمان(دیسکورس) تئوریک و تجزیه و تحلیل(آنالیز) استراتژی انقلابی بپردازد .آنارشیسم گرایش به این داشته که به گفتمان معنوی  در باره عمل انقلابی تحقق بخشد . بالنتیجه , درجائیکه مارکسیسم به تولید   مشعشعانه ای از تئوریهای پراکسیس دست یافته , این آنارشیستها بوده اند که بیشتر بر روی خود پراکسیس کار کرده اند .   

در حال حاضر, گسیختگی ای بین نسلهای آنارشیست وجود دارد: بین کسانی که شکل گیری سیاسی اشان در سالهای دهه  60و 70 (قرن بیستم-م) رخ داده - و که اغلب هنوز عادات سکتاریستی(فرقه گرایانه) قرن گذشته را از خود دور نکرده - یا عملا هنوز در همان شرایط کار میکنند, و فعالین جوانی که اطلاعات بیشتری دارند, در میان عناصر دیگر,بومی ها(الف) , فمینیست ها, فعالین محیط زیست و ایده های انتقادی فرهنگی(ب) نیز هم.گروه اول سازماندهی شان را عمدتا از طریق سازمانهای قابل رویتی چون 'آ.دبلیو.ای'(ج) , 'نیفک'(چ) , یا 'آ. دبلیو. دبلیو' (د) به پیش برده و میبرند. گروه دوم برجسته ترین فعالیت ها را در شبکه های اجتماعی جنبش جهانی, شبکه هائی بمانند 'اقدام جهانی مردمی'(ر), که وحدتی ست فی مابین کلکتیوهای آنارشیستی در اروپا و دیگر جاها با گروه هائی از فعالین مائوری(ه) در نیوزیلند بگیرید تا ماهی گیران اندونزی, یا اتحادیه کارگران پست کانادا(2) دنبال کرده و میکنند. این گروه دوم ,در حال حاضر , که میتوان آنها را بطرز عامیانه به "آنارشیست" با حروف کوچک خواندشان, در اکثریت قرار دارند . اما گاهی اوقات سخت میتوان تشخیص داد, از آنجائی که بسیاری از آنها وابستگی خودشان را با بوق و کرنا اعلام نمی کنند. در حقیقت خیلی از این گروهها, آنقدر اصول آنارشیستی ضد سکتاریستی با ذهنیت باز را جدی تلقی می کنند که بخاطر همین دلیل نمی پذیرند که خودشان را 'آنارشیست'(3) بخوانند .

اما سه ملزوماتی را که در سراسر ایدئولوژی آنارشیستی آشکار هستند (در این دسته از آنارشیستها- م) قطعا وجود دارند: ضد دولت, ضد سرمایه داری و سیاستهای از پیش متصور شده( بدیگر زبان, حالت هائی از سازمان که آگاهانه شبیه جهانی میباشد که میخواهید ایجاد کنید). یا,همانطور که تاریخ نویس آنارشیست انقلاب اسپانیا فرموله گردانده" تلاش برای نه تنها فکر ایده ها را کردن بلکه فاکت های(حقایق) آینده را نیز هم"(4). این در همه جا از موجودیت کلکتیو ها گرفته تا رسانه مستقل , که همه را با حس جدیدتری میتوان آنارشیست خواند (5) , مشهود است . در بعضی از کشورها, فقط درجه بسیار محدودی از تلاقی بین دو نسل موجود است, بیشتر شکل دنباله روی کردن از همدیگر گرفتن دارد-اما نه چیزی بیشتر .

یک دلیل این است که نسل جدید بیشتر علاقمند به توسعه اشکال جدیدی از عمل میباشد تا اینکه بحث و جدل کند پیرامون نکات ظریف ایدئولوژی . چشمگیرترین آن همانا توسعه اشکال جدیدی از فرایند(پروسه) تصمیم گیری, شروع, حداقل, جایگزین فرهنگ دموکراسی میباشد. شوراهای معروف آمریکای شمالی(6) که در آن هزاران فعال در مقیاس بزرگ رویدادهائی را با اجماع/توافق جمعی, بدون هیچگونه ساختار رسمی رهبری,هماهنگ کرده, بغایت دیدنی هستند . 

در حقیقت, حتی گفتن اینکه این اشکال "نوین" هستند کمی فریبنده است. یکی از منابع الهام گرفته شده نسل جدید آنارشیست ها همانا زاپاتیستای مستقل(اوتونوم) شهرستانهای استان چیاپاس هستند,بنیان گذاشته شده بر تزلتال یا توخولوبال (7), زبان کومونیته های که با استفاده از فرایند اجماع برای هزاران سال زندگی کرده اند- و تنها حالا توسط انقلابیون اتخاذ گردیده تا بلکه مطمئن شوند که زنان و جوانان
به مساوات صدایشان شنیده میشود . در آمریکای شمالی, "فرایند اجماع" بیش از هر چیز دیگر از جنبش فمینیستی سالهای دهه 70(قرن بیستم-م), بعنوان بخشی از واکنش گسترده علیه سبک مردسالارانه (ماچو8) رهبری معمولی(تیپیک) چپ نوین دهه 60(قرن بیستم-م), ظهور کرد.خود ایده اجماع از' کوای کرز'(9)  بعاریه گرفته شده ,که مجددا,مدعی اند که از پراتیک شش ملت و دیگر بومی های آمریکائی الهام گرفته اند

ادامه دارد

***********************

(الف)Indigenous /(ب) Cultural Critical Ideas /(ج) IWA /(چ) NEFAC/(د) IWW
(ر)Peoples Global Action / (ه) Maori activists
(2) برای اطلاع بیشتر در مورد تاریخ تهییج کننده ' اقدام جهانی مردمی' ما کتاب "ما همه جا هستیم: رشد مقاومت ناپذیر ضدیت جهانی با سرمایه داری", به ویراستاری ' نوتهائی از هیچ کجا ' - لندن / ورسو 2003 , را پیشنهاد میکنیم . :
"We are everywhere:The Irresistible rise of Global Anti capitalism,edited by Notes from Nowwhere.London:Verso 2003
همچنین رجوع کنید به وبسایت پی جی ای
PGA Web site:www.agp.org   
(3) 2012دیوید گریبر ," آنارشیست های نوین": نیو لفت رویو ,شماره 13 ژانویه-فوریه
New Left Review 13,Jan-Feb 2012
(4)رجوع کنید به کتاب "بعد از انقلاب" نوشته : دی یه گو .اه باد. د. سنتین
Diego Abad de Santillan:After the Revolution,New York:Greenberg Publishers 1937
(5)برای اطلاع بیشتر در مورد ' پروژه رسانه مستقل جهانی'  رجوع کنید به وبسایت ذیل
global indymedia Project:www.indymedia.org
(6) Spokescouncils / (7) Tzeltal or Tojolobal  /  (8) Macho 
(9)Quakersبه معنی دوست میباشد.شاخه کوچکی از مسیحیت ("جمعیت مذهبی دوستان") که به انگلستان سال 1650 بر میگردد.در حال حاضر حدود 210 هزار نفر در دنیا یافت میشوند-17 هزار نفرشان در انگلستان (عمدتا در حوالی فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیا -آمریکا) میزییند