Thursday, December 31, 2015

باز سخنی از ایرج میرزای همیشه جاویدان




کو خدا کیست خدا چیست خدا 


بی جهت بحث نکن نیست خدا


آنکه پیغمبر ما بود همی


ما عرفناک بفرمود همی



تو دگر طالب پرخاش مشو


کاسه ی گرمتر از آش مشو


آنچه عقل تو در آنها مات است

تو بمیری همه موهومات است

"ISIS a Frankenstein's Monster of US and Gulf Monarchs" - Webster Tarpley Oct. 7, 2014
"داعش یک هیولای فرانکشتاین آمریکا و پادشاهان خلیج فارس" - وبستر تارپلی  هفتم اکتبر 1974: بیست دقیقه ویدئو
https://www.youtube.com/watch?v=bUxx0vbNUCo


مستندی از انقلاب اسپانیا

Post Capitalismo: La revolución anarquista es posible 1 y la única realmente anticapitalista پسا سرمایه داری :انقلاب آنارشیستی امکان پذیر است و تنها واقعا ضد سرمایه داری
https://www.youtube.com/watch?v=HtY9B85RnyQ
مستندی یکساعت و 43 دقیقه ای به اسپانیائی- توام با عکس و فیلم از دوران  و 
انقلاب و مصاحبه با بازماندگان جنبش کلکتیوستی آندوران- عمیقا نوستالژیک
پیمان پایدار




کتاب نقل قولهائی از آنارشیستها
Quotation from Anarchists

ویراستار : پل برمن
Edited by : Paul Berman

ترجمه از : پیمان پایدار
********************* 

لیست فصلهای کتاب
Editor's Introductionصفحه3 :مقدمه ویراستار  
 What Is Anarchismصفحه 27: آنارشیست چیست
Smash The State صفحه 36: داغان کردن دولت
"Capitalismis the Greatest Crime of All"صفحه 78:سرمایه داری بزرگترین جنایت پیشه هاست
Abolish Godصفحه 87: ملغی کردن خدا
Revolutionصفحه 93: انقلاب
The Anarchistsصفحه 127: آنارشیستها
Who Makes the Revolutionصفحه 147: چه کسانی انقلاب میکنند
Anarchyصفحه 160: آنارشی
Bibographical Notesصفحه 213: نوتهای بیوگرافیک
Books on Anarchismصفحه 217: کتابهائی در مورد آنارشیسم
************************

مقدمه ویراستگر
در شانزده  قسمت
قسمت ششم
***********************
   برای قسمت اول , دوم , سوم , چهارم و پنجم
رجوع کنید به 9م , 12م , 17م , 22م  و 26م دسامبر 2015
**********************

این ارزش ها در واقع ماهیت انقلاب آنارشیستی میباشد. کروپوتکین نوشت: "این انقلاب ، آنطور که بعضی از مواقع توسط کسانی که در متافیزیک افراط میکنند گفته میشود ، فقط مسئله دادن ' کل محصول کار کارگر' نیست ؛ بلکه مسئله تغییر شکل دادن تمام روابط بطور کامل است." در واقع، این خود ارزشهای اجتماعی و انسانی هستند که میبایست تحول یابند ،چرا که، کمتر از این ، اما گلدمن در سال 1922 توضیح داد، انقلاب "تنها تغییر شکل خواهد بود، نه در محتوا، همانطور که  [بود] بگونه ای غم انگیز توسط روسیه ثابت شد." تغییر در محتوا میبایست آگاهانه بوجود آید ، میبایست آن را از مخالفش ایجاد کرد. انقلابیون آگاه باید شروع کنند و یا کمک به فرآیند تحول خودشان کرده تا بلکه منعکس کننده ارزش های جدید باشند. "مطمئن ترین وسیله برای اینکه آنارشیسم پیروز شود،" میلیتانت فرانسوی ژان گه قوو * نوشت، "همانا عمل کردن به عنوان یک آنارشیست است "
*Jean Grave

 لوئی مقسیه- وگا* چنین گفته : " تمایز آنارشیست ها از دیگر مکاتب فکری سوسیالیستی با این واقعیت مشخص میشود که آنها جامعه را به عنوان یک کل قضاوت میکنند و در مقابلش یک ضد جامعه ارائه مید هند ." اولین گام در ایجاد یک" ضد جامعه " همانا "اقدام کردن به عنوان یک آنارشیست" است. گروههای آنارشیستی  با دقت از بوروکراسی و رهبریت نخبگان اجتناب ورزیده و  بر آزادی فردی تاکید میکرده اند . قابل توجه است که  برخی از شخصیت های قوی و فداکار    از این تجربیات ظهور کرده اند ؛ مبارزانی چون مالاتستا تمام طول زندگیشان را صرف انقلاب کردند- در مورد او، شصت و اندی سال در آژیتاسیونی تقریبا مداوم - منعکس کننده اصول انقلابی خود در زندگی روزمره، با حفظ فردیت خود ، و امتناع  ورزیدن از نقش سرکوبگر.
*Luis Mercier-Vega

اما در حالی که ارزشهای آزادیخواهانه شخصیت جنبش را پایدار میداشته، برخی  آنارشیست ها به تافته ای جدا بافته ، مشخصا توسط یک اخلاق شدید و تعصب و غیرت شبه دینی از ارتباطی کم با نیازهای تبلیغی و فعالیت سازمانی رادیکال تکامل یافتند. جانبداری ایدئولوژیک به فردگرایی و شورشگری گاهی اوقات به تولید قدرت اخلاقی و گاهی اوقات به یک هرج و مرج مخرب پایدار مبدل گردیدند. ترک رادیکالیسم جنبش کارگری در آخرین دو دهه از قرن نوزدهم آنارشیست ها را ایزوله گرداند و بدترین تمایلات/گرایشات را در آنان بیشتر دامن زد . با پشتیبانی کم و   فعالیت کم در بیشتر اروپا، جنبش در امتداد خطوط افکار واهی و پوچ و ایزوله، اعتراض اخلاقی بی فایده توسعه یافت. با الهام گرفتن از ایده آلهای آینده گرایانه کروپوتکین و دیگران، برخی از آنارشیست ها  به تشکیل ، مشرب،  مستعمرات آزاد کوچک سبک- زندگی (آنارشیستی) دست زدند . برخی از افراد، گاهی اوقات در حول و حوش جنبش و اغلب در مرزهای سرخوردگی قابل تحمل ، به اقدامات انفرادی علیه دولت و بورژوازی گرویدند. در طی بیست سال، آنارشیستها  به ترور پادشاهان اتریش و ایتالیا، روسای جمهور فرانسه و ایالات متحده، نخست وزیر اسپانیا، و عده ای از مقامات پائینتر اقدام ورزیدند. پوپولیستهای روسیه تزار را ترور کردند. به جز ترور تزار، این موارد "تبلیغ با اعمال" (شعار آنارشیستهای وقت-م) اعمال ایزوله یافته ای بودند توسط افراد ایزوله شده ای که مدعی نمایندگی  جنبش ایزوله شده ای نیز هم . توده ها بی حرکت بودند، اگر نه منزجر، اما کشورهای مختلف درگیر در واقع بهم خورده بودند . سرکوب سیاسی نتیجه اش  دادگاههای جمعی و حبس و زندان بود؛ تروریست های دستگیر شده، و گاهی اوقات غیر تروریست ها هم ، یکی پس از دیگری اعدام شدند. سایر اقدامات تروریستی که به طور تصادفی بسمت بورژوازی نشانه گرفته شده بودند به عنوان یک کل به تولید نتایج ویران کننده تری برای جنبش همراه بودند . علاوه بر این، جنبش آنارشیستی به عنوان یک کل قادر به رد این اعمال از طرف چند نفر نبود، تا مبادا حمایت خود  از ابتکار عمل فردی خدشه دار شود.


پروژه ی حذف منتقدین توسط نظام جلالی "آنارشیست"

به نقل از صفحه رفیق روزای عزیزمان

http://archiverosa.blogspot.pe/#
رزا: خوشبختانه چهره ی پنهان نظام جلالی با ماسک آنارشی بتدریج برای بقیه ی رفقا قابل تشخیص شده. اینجا


به آرش: 
رزا: اگرچه می دانم چقدر سخت است که به رفاقت سالها، یکباره خیانت دید و آن هم در این شب تیره بر فراز آسمان دیکتاتوری که درش گیر کرده ایم. اما آنجور که تو را میشناسم، راه خود را پیدا خواهی کرد.
آرش را خیلی وقت است میشناسمش. لالایی اش سرود کوهستان بود و خانه اش خیابان.
وقتی پس از سالها دوری به هم رسیدیم، نه از مارکس خبری بود و نه از باکونین. دستش را فشردم به رفاقت برای مبارزه ای که من دَرَش جاخالی دادم و او جای ما را پُر کرد. برایمان از لحظه به لحظه  اش تعریف کرد و به اشتراک گذاشتیم.

چه با ما بماند و چه خیرش را بزَند، یکی از ما است. از آنهایی که میتوان مخالفش بود، منتقدش بود یا موافقش.... حذف؟ نه! نمیتوان حذفش کرد تا وقتی در راه است و تا وقتی که همانقدر بیرحمانه ما را ، که خود را نیز نقد می کند.
امید که اینهمه نارفاقتی ها ذهن شفافش را مُکدر نکند.

مبارزه ادامه دارد رفیق جان، رفقایت را خواهی یافت. وقتی کلیک های حذف شلیک می کنند از پُشت، نقابها هم همزمان می افتند. آنکه پُشت دوربین میلیونها بیننده چیزی نمی گوید، چون چیزی نمی داند که بگوید. نه مبارزه کرده و نه زندگی. یادت باشد که اینگونه انسانها تا زمانی که پایینی، می پذیرندت، یک سانت هم که قد بیشتر بکشی، کمر به قتل ات می بندند....این رسم سلسله مراتبی است در ماتریکس!
ریشه هایت را محکم و گسترده کنی، زیر زمین گره می خوریم. زمین را که بلرزانیم، آسمانخراش مجازی شان، یک لحظه هم دوام ندارد.
با تمام اختلاف ها فقط کافی است یک خط برایم بنویسی. تمام پاسوردهای جهان را به یک لحظه اعتماد، تاخت زدم و کماکان تاخت خواهم زد.
عزیز جان ، جنبش وجود دارد بدون وجود رهبران. آنان که به دور "نام ها" گرد آمده اند، خود رباتهای تولیدی سیستم هستند. آنارشی بی صاب بدون صاحب است کماکان. وقتی نتوان بهش تف کرد، آنارشی نیست!
تف کن به نمایش کثیفی که هر روزه برای مصرف، تولید می کنند. وقتی رشته های عاطفی را بُریدی عاطفه ی واقعی نمایان میشود. زندگی هم اغلب وقتی شروع شده که اعلام مرگ می کنند. اما شبحی در حال گردش است این روزها که آغاز شورشیدن را پیشبینی می کند. موتورهای جستجوگر با آمار جستجوی «آنارشی» ثبت شان میکنند. پس به دلخواه معنی اش کرده تا جزم و دگم شود. ما اما میدانیم که هر شورشی علیه هر گونه آتوریته و هر گونه سلسله مراتبی اعلام حضورش است.نمیدانم هر کدام ما چقدر شتاب بگیریم. اما تا زمانی که پشت تریبونهای وابسته به گُه خوری نیفتاده ایم، می توانیم نور افشانی کنیم. و شاید مثل فردا شب بتوانیم تمام شب را حتی کوتاه هم که شده روشن کنیم!
نه برای قهرمانی است اینهمه. قهرمانی بواقع وقتی خواهد بود که قبل از به اوج قدرت رسیدن، پایین پرید. نفی قدرت "خود" سخت تر از مبارزه با قدرت است. فرمان ندادن مرگبار و حذف نکردن دیگری، همان عشق  ورزی به سبک آنارشی!
نخ لبهای دوخته ات را دوباره باز کُن. بگو چه راهی را رفته ای که راسیسم را مونیتور میکنی و چرا دیگران نمی توانند. از عشق بگو، به پسرکان افغانی تجاوز شده در زیر زمین بند. بگو که نباید به تکنولوژی بمب افکنها نازید! بنویس که چرا قلبت به درد می آید از راسیسم... بگو چگونه احساسات ما را شباهت سازی با سیستم کردند؟ شاید بتوان روزی بمانند خودگردانی های روژاوا مثل چهار نفر انسان بر سر سفره ای نشست و برای آینده برنامه ریخت. بدون اعتنا به ریش این و سبیل آن!
بدون دامن این و شلوار دیگری! بدون ارباب و رعیتی!
سالی پر از آرزو را شروع کنیم.
با عشق و در همدلی و همبستگی با قلبهایی که هنوز برای تغییر می تپند. تغییر خود و جهان...

 
صحنه هایی از کُشتار مردم کُرد در ترکیه 2016-2015


 مرتبط:
 گفتگویی با آرش:

گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان1
گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان2
گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان3
گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان4
گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان5
گفتگوی آنارشیستی با یکی از ناشهروندان6

Wednesday, December 30, 2015

Jacques Brel - Ne Me Quitte Pas
https://www.youtube.com/watch?v=i2wmKcBm4Ik

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند: حافظ با صدای شاملو
https://www.youtube.com/watch?v=fxcoXmWL_ns

U.S. Cameraman has Proof 9/11 was a Lie
دو دقیقه و نیم ویدئو
تنها فیلمبردارآمریکائی(کورت سوننفلد) که 25 ساعت از فیلمهایش را دولت آمریکا میخواهد بگیرد در بوئنوس آیرس- با زن آرژانتینی اش- زندگی میکند (خواهان پناهندگی ست) . او معتقد است که میتواند ثابت کند که (تفسیر دولت از) 11 سپتامبر دروغ میباشد .
https://www.youtube.com/watch?v=0I6yEezSDV8

**************************

Kurt Sonnenfeld interview: 9-11 ten years later
ده دقیقه مصاحبه با او - ده سال بعد- را در زیر ببینید و بشنوید
به انگلیسی با زیر نویس اسپانیائی
https://www.youtube.com/watch?v=ExENo-ZwPMg

Tuesday, December 29, 2015




Ex-CIA Agent Admits In Court 

عامل سابق سیا در دادگاه اعتراف کرد  

“We Run Afghan Opium Trade”

"ما  تجارت مواد مخدررا افغانستان هدایت میکنیم"

ترجمه از : پیمان پایدار
http://yournewswire.com/ex-cia-agent-admits-in-court-we-run-afghan-opium-trade/

an Ex-CIA agent admits in court that they control the Afghanistan opium trade


An ex-CIA agent has admitted in court that the U.S. government and the CIA have been smuggling drugs for the past 60 years, and control the Afghan opium trade.

یک عامل سابق سازمان سیا در دادگاه اعتراف کرد که دولت آمریکا و سازمان سیا  بمدت شصت سال است که به قاچاق  مواد مخدر مشغول بوده اند ، و تجارت تریاک  افغانستان را در کنترل خود دارند.

John F. Abbotsford was in court over charges of possession of child pornography, but he says the allegations are false and an attempt to silence him to prevent him from “blowing the lid off the CIA’s drug smuggling operations in Afghanistan“.
This is a desperate attempt by the US government to shut me up” he told the court. “If I’m going to face jail time, I want the truth to be known before they try to get rid of me in prison“.

جان اف  ابوتسفورد در دادگاه به اتهام در اختیار داشتن پورنوگرافی کودکان بود، اما او می گوید که این اتهامات نادرست هستند و تلاشی است برای ساکت کردن او تا از "افشا شدن عملیات قاچاق مواد مخدر سازمان سیا در افغانستان" جلوگیری کنند.

او به دادگاه گفت " این یک تلاش مذبوحانه از سوی دولت آمریکا برای خفه کردن من است." "اگر من قرار است به زندان بروم، می خواهم حقیقت شناخته شده باشد قبل از اینکه آنها سعی در سر به نیست کردن من در زندان کنند "

During the court session, Abbotsford announced, “I’m ashamed to say that I have participated in these drug smuggling operations on many occasions. For a long time, I tried to convince myself that we were doing it for the right cause, but this burden is destroying me inside and I just can’t stand it anymore“.

در طی دادگاه، ابوتسفورد اعلام کرد، "من شرمنده هستم از اینکه بگویم که من در  عملیات قاچاق مواد مخدر در بسیاری از موارد شرکت کردم. برای یک مدت طولانی، سعی کردم خودم را متقاعد کنم که ما آن را برای علت درست و حقی است که انجام می دهیم، اما این بار مسئولیت (عذاب وجدان-م) من را از درون دارد نابود میکند و دیگر نمی توانم آن را تحمل کنم ".


“The CIA has been dealing drugs since its creation. They’ve been smuggling drugs everywhere in the world for the past 60 years, in Taiwan in 1949 to support General Chiang Kai-shek against the Chinese commies, in Vietnam, in Nicaragua, and that’s just the tip of the iceberg” he launched out during the court trial. “We helped the Mujahideen develop poppy cultivation to fight the Soviets, but we took back matters in our own hands in 2001 when we invaded Afghanistan under Bush” he pleaded.

Worldnewsdailyreport.com .گزارش روزانه اخبار جهان

"سازمان سیا از بدو تاسیس به کار قاچاق مواد مخدر مشغول بوده است . آنها  به قاچاق مواد مخدر در همه جا در جهان در 60 سال گذشته اقدام ورزیده اند، در تایوان در سال 1949 به حمایت از ژنرال چیان کای شک در برابرکمونیستهای   چینی، در ویتنام، در نیکاراگوئه، و این فقط نوک کوه یخه "او در طول محاکمه به فغان آمد در دادگاه . در ادامه اعترافاتش گفت "ما به مجاهدین افغانستان کمک کردیم که به توسعه کشت خشخاش بپردازند برای مبارزه با شوروی، اما ما امورات را در سال 2001 بدست خود گرفتیم زمانی که  تحت دولت بوش به افغانستان حمله  .کردیم" 
9/11: A pretext to invade Afghanistan
یازده سپتامبر: بهانه ای برای حمله به افغانستان
The Cheyenne Herald also reports that the man’s website, that was shut down by family members hours after the conviction, claimed that the 9/11 terrorist attacks where in fact staged by his own government and a “pretext” to invade Afghanistan.

 هرالد شایان نیز گزارش داده که وب سایت مرد(فوق الذکر-م)، که توسط اعضای خانواده ساعتی پس از محکومیتش بسته شد، مدعی شده که حملات تروریستی 9/11 که در واقع توسط دولت خودش انجام شده یک "بهانه" برای حمله به افغانستان بوده است .

He also believed that the Islamic State is presently financed by the CIA’s alleged heroin smuggling operations with the purpose of “destabilizing governments of the Middle East” and “toppling non-US allied country leaders, such as Bachar Al-Assad in Syria” to “secure beneficial oil deals for the US and allied countries”.

او همچنین معتقد بود که دولت اسلامی(داعش-م) در حال حاضر توسط عملیات قاچاق هروئین سازمان سیا با هدف " بی ثبات کردن دولتهای شرق میانه" و "سرنگون کردن رهبران کشورهای غیر متحد با ایالات متحده ، بمانند بشار اسد در سوریه" تغذیه مالی میشود تا بلکه  " معاملات سودمند نفت برای ایالات متحده و کشورهای متحدش را امن گرداند".

In 2010, Abbotsford, 33, was diagnosed with post-traumatic stress disorder, and a year later he received a medical discharge..
در سال 2010، ابوتسفورد  33 ساله، مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه گردید، و یک سال بعد او معافیت  پزشکی را دریافت کرد.

Wal-Mart, Red Lobster, Whole Foods and other retailers 

وال مارت، رد لابستر/ خرچنگ قرمز، هول فوود/ غذای کامل و دیگر خرده فروشان

sell slave-peeled shrimp – report

 میگو پوست کنده شده توسط برده گان را میفروشند - گزارش

https://www.rt.com/usa/325914-slave-shrimp-thailand-seafood/

© Stephanie McGehee
Lax enforcement and low awareness of forced-labor laws in Thailand allow powerless workers, most of whom are undocumented migrants at the mercy of their handlers and bosses, to fuel the country's $7 billion seafood export industry, the Associated Press reported. Shady exporters and subsidiary suppliers have been taking advantage of the situation, as parent companies that operate with a global reach claim ignorance of abuses they call abhorrent.


به گزارش آسوشیتد پرس، اجرای سهل انگارانه  و کم آگاهی از قوانین کار اجباری در تایلند اجازه می دهد که کارگران ناتوان، که بسیاری از آنها مهاجران غیرقانونی در رحمت گرداننده و کارفرمایان خود هستند،  7 میلیارد دلار به جیب  صنعت صادرات غذاهای دریایی در این کشور سرازیر کنند . صادر کنندگان و تامین کنندگان شرکت تابعه مشکوک از این وضعیت سئو استفاده کرده اند ، چرا که شرکتهای مادر که در سطح جهانی کار میکند مدعی هستند از اینگونه ستمها که آنها آنرا نفرت انگیز میخواند خبری ندارند .

US custom records have linked slave-intensive shrimp production originating from the Gig Peeling Factory in Samut Sakhon, Thailand, to Thai exporters and subsidiaries associated with some of the world’s largest seafood companies, including Japan’s Maruha Nichiro Foods, as well as Thai Union, Kongphop Frozen Foods, and The Siam Union Frozen Foods.

رکوردهای گمرگ آمریکا ارتباطی بین تولیدات فشرده- برده گونه میگو که نشات میگیرد از  کارخانه گیگ پیلینگ در سموت ساخون، تایلند، مرتبط دانسته اند، به صادر کنندگان تایلندی و شرکتهای تابعه در ارتباط با برخی از بزرگترین شرکت های غذائی دریایی در جهان، از جمله صنعت مواد غذائی ماروها نیچیرو ژاپن، و همچنین اتحادیه تایلندی ،  مواد غذایی منجمد کونگفوپ، و مواد غذایی منجمد اتحادیه سیام.

Photo published for AP: Global supermarkets selling shrimp peeled by slaves

AP: Global supermarkets selling shrimp peeled by slaves

آسوشیتد پرس:سوپر مارکتهای جهانی میگوهای پوست گرفته شده توسط برده ها را میفروشند

 از ساموت ساخون، تایلند (آ.پ) - هر روز در ساعت دو صبح ، آنها یک ضربه بر روی درب و یک تهدید میشنوند: یا بلند شو  و یا مورد ضرب و شتم قرار میگیری. برای 16 ساعت بعد، شماره 31 و همسرش می ایستند در کارخانه ای که متعلق به .....

This shrimp – processed by migrants including small children forced to work 16 hours for little if any pay under threat of jail, violence, or deportation – is eventually distributed by the top companies to locations across the world, winding up as part of seafood packaged under the label of 40 US brands, including Sea Best, Aqua Star, Chicken of the Sea, and pet food Fancy Feast. In the US, where 90 percent of shrimp is imported, millions of people dine on shrimp produced with forced labor every day.

این میگو - پردازش شده توسط مهاجران از جمله کودکان کوچک که مجبور به 16 ساعت کارهستند برای مقدار کمی پول اگر تازه پولی بهشون پرداخت بشه در معرض خطر زندان، خشونت، و یا اخراج از کشور - در نهایت توسط شرکت های برتر به مکانهائی در سراسر جهان توزیع شده، بعنوان بخشی از دسته بندی ها از غذاهای دریایی  40 مارک آمریکائی نیز در می آیند ، از جمله ' بهترین دریا'، 'ستاره آب'، مرغ دریای، و اعیاد فانتزی مواد غذایی حیوان خانگی. در ایالات متحده، که در آن 90 درصد از میگو وارداتیست ، میلیونها نفر از مردم در هر روز میگو تولید شده با کار اجباری را مصرف میکنند .


Reuters / Rafael Marchante

شام شکنجه: غذاهای دریائی که توسط برده گان گرفته شده سر از رستوران ایالات متحده، و مغازه های زنجیره ای در  . می آورند

Thai Union, for example, ships to dozens of US companies, custom records indicate, including chain restaurants Olive Garden, LongHorn Steakhouse, and The Capital Grille. US retailers such as Wal-Mart, Kroger, Whole Foods, Dollar General, and Petco are also linked to slave shrimp from Thailand, AP reported. The companies are profiting off slave labor, as defined by the US government.

 اتحادیه تایلندی، به عنوان مثال، به ده ها شرکت ایالات متحده صادر میکند، رکوردهای گمرگ نشان می دهد، از جمله رستوران های زنجیره ای باغ زیتون، گاو شاخ دراز خانه استیک و پایتخت مشبک . گزارش آسوشیتدپرس ، خرده فروشان ایالات متحده مانند وال مارت، کروگر، مجموع مواد غذایی، دلار عمومی، و پتکو  نیز مربوط به  میگوی کار برده ها از تایلند هستند. این شرکت ها از کار برده ها بهره میبرند ، تعریف شده توسط دولت آمریکا . 

"I am deeply disappointed that despite our best efforts we have discovered this potential instance of illegal labor practice in our supply chain," Thai Union CEO Thiraphong Chansiri told AP. He went on to acknowledge "that illicitly sourced product may have fraudulently entered its supply chain," while confirming a supplier "was doing business with an unregistered pre-processor in violation of our code of conduct."

"من عمیقا نا امید هستم  که با وجود بهترین تلاش ما، ما این شرایط بالقوه کارغیر قانونی در زنجیره تولیدی مان را کشف کرده ایم ،" مدیر عامل شرکت اتحادیه تیرافونگ  ن چنسیری به آسوشیتدپرس گفت. او در ادامه به این اذعان داشت "که منابع محصول غیرقانونی ممکن است متقلبانه  وارد زنجیره تامین شده باشند ،" در حالی که تائید نمود که یک تهیه کننده  "در حال انجام کسب و کار با .پیش پردازنده های ثبت نشده در نقض کد رفتاری هستند" 

The companies that ended up being the face of slave-produced shrimp say they were not aware of the working conditions involved in their shrimp processing chain, and that they abhor the forced-labor practices uncovered by Associated Press. Some claim to have taken steps to remedy their tainted supply chains.

شرکت هایی که در تحلیل نهائی چهره تولید میگو توسط برده هستند می گویند که آنها از شرایط کاری درگیر در زنجیره پردازش میگو خود آگاه نبوده اند ، و آنها نفرت دارند از شیوه های کار اجباری کشف شده توسط آسوشیتد پرس. برخی ادعا میکنند که قدمهائی برای اصلاح زنجیره تامین آلوده خود برداشته اند.

"I want to eliminate this," Dirk Leuenberger, CEO of Aqua Star, told AP. "I think it's disgusting that it's even remotely part of my business."

  "من می خواهم اینرا از بین ببرم،" دیرک لئون برگر ، مدیر عامل شرکت ستاره آبی، به آسوشیتد پرس گفته . "من فکر می کنم که نفرت انگیز است که این حتی دورادور  بخشی از کسب و کار من باشد."

Romancero de Durruti - Chicho Sánchez Ferlosio
تصنیفی از دوروتی - جیکو سانچز فرلوسیو 
ویدئوی محشر 15 دقیقه ای راجع به دوروتی
https://www.youtube.com/watch?v=C7cN0qV60zc

20 Great Anarchist Movies That Are Worth Your Time

بیست فیلم بزرگ آنارشیستی که ارزش دارند واسشون وقت صرف کنید

18 April 2015 FeaturesFilm Lists by Brian Bergen-Aurand

http://www.tasteofcinema.com/2015/20-great-anarchist-movies-that-are-worth-your-time/3/

****************************

ترجمه از : پیمان پایدار

**************************


7. Eros + Massacre (Japan, 1969)

غریزه شهوانی + قتل عام : ژاپن، 1969

Eros Plus Massacre
Directed and written (with Masahiro Yamada) by Yoshihige Yoshida, this Modernist biopic of the early twentieth-century anarchist Sakae Ōsugi (Toshiyuki Hosokawa), might instead be called “Past + Present” for its sometimes abrubt transitions, rhythmic jumpcutting, and counter-chronological narrative devices.

کارگردانی و نوشته شده (با ماساهیرو یامادا) توسط  یوشی هیجی یوشیدا، این فیلم زندگینامه مدرن آنارشیست اوایل قرن بیستم ساکائی اوسوجی  (توشی یوکی  هوسوکاوا)، برای انتقال گاهی اوقات  ناگهانی اش ، قطع شدنهای ریتمیک، و ضد دستگاه های روایت تاریخی، بجاش نامش "گذشته + حال حاضر" گفته شود

In this dialogic (often surrealist) film, Eiko and Wada are students researching the sexual and social politics of 1920s Japan, when characters from this period begin appearing and acting in the contemporary world. In the end, a director hangs himself with film, and the other characters are preserved in a group photograph.

در این فیلم (اغلب سورئالیست) گفتگوئی،  آیکو و وادا دانشجویانی هستند که در حال تحقیق پیرامون سیاست های جنسی و اجتماعی دهه 20 قرن بیستم ژاپن ،وقتی شخصیتهای این دوره شروع به ظاهر شدن و عمل کردن در جهان معاصر میکنند. در پایان، یک کارگردان خودش را با فیلم دار میزند ، و شخصیت های دیگر در یک عکس گروهی حفظ میشوند .

Praised as perhaps the most important film of the Japanese New Wave, it confronts modern industrial political issues through a complicated allegory of the relations among the cinema, desire, corporeality, erotics, history, memory, and social violence.

ستایش شده به عنوان شاید مهمترین فیلم  موج نو ژاپن ، تقابل یافتن مسائل سیاسی مدرن صنعتی از طریق یک تمثیل پیچیده روابط فی مابین سینما، میل، جسمانیت، اروتیسم ، تاریخ، حافظه، و خشونت های اجتماعی است.

6. Libertarias (Spain/Italy/Belgium, 1996)

آزادیخواهان: اسپانیا /ایتالیا / بلژیک، 1996

Libertarias
Barcelona. 1936. The Spanish Civil War. Four women join in the fight against the Nationalist government and right-wing elements of the Church. Pilar is a militant feminist. Floren is her comrade in arms. Charo is a sex worker radicalized by the war and her recognition of the gender and sexuality inequalities that permeate the social structure.


بارسلونا. 1936. جنگ داخلی اسپانیا. چهار زن به مبارزه علیه دولت ملی و عناصر جناح راست کلیسا می پیوندند. پیلار یک فمینیست مبارز است. فلورن رفیق زن همرزمش میباشد.چرو یک کارگر جنسی(بخوان فاحشه-م) رادیکالیزه شده توسط جنگ و آگاه شده از نابرابریهای جنسیتی و سکسوآلیتی که به ساختار اجتماعی نفوذ  کرده ست.

María is a nun whose convent is overtaken by anarchist revolutionaries, forcing her into the company of the other women. Once among these Free Women, María begins to challenge Church hypocrisy as well as her own innocent, sheltered life to that point. Although she refuses to pick up a gun, she does learn to see the injustice and violence surrounding her.

ماریا یک راهبه است که صومعه اش توسط انقلابیون آنارشیست اشغال گردیده، و مجبور میشود که با دیگر زنان نشست و برخواست کند. همینکه در میان این زنان آزاد میگردد ، ماریا شروع به چالش کشیدن ریاکاری کلیسا و همچنین سادگی خودش  ، زندگی پناه گرفته شده اش تا آنموقع، میکند . هر چند او حاضر به برداشتن اسلحه نیست ، او یاد میگیرد که بی عدالتی و خشونت اطراف  خود را ببیند .

The women express desires to confront the totalitarian institutions and serve on the front lines—as fighters or supporters—but other women and men attempt to dissuade them. They are told women should work in factories and cook behind the lines while the men soldier on.

زنان خواسته هایشان را برای مقابله با نهادهای توتالیتر ابراز کرده و در خط مقدم  به خدمت میپردازند - بعنوان مبارزان یا حامیان - اما زنان و مردان  دیگری هستند که تلاش به منصرف کردنشان میکنند. به آنها گفته میشود که زنان باید در کارخانه کار کنند و در پشت خطوط جنگی به آشپزی مشغول در حالی که مردان سربازی کنند 

After an initial victory, patriarchal and fascist forces reassert themselves, and the women are betrayed by the allies they had grown to believe in. This film has been recognized for its special focus on the important role women played in the war against fascism and the previous denial of their full recognition.

پس از پیروزی اولیه، نیروهای مردسالار و فاشیستی خود را بازتولید و حاکم میکنند، و به زنان توسط متفقینی که باورشان داشته اند خیانت میشود. این فیلم  بخاطر تمرکز خاصش بر نقش مهم زنان در جنگ علیه فاشیسم و محرومیت  قبلیشان برای برسمیت شناخته شدن کامل قابل تقدیر میباشد 

5. Land and Freedom (UK/Spain/Germany/Italy, 1995)

1995،زمین و آزادی : انگلیس/اسپانیا/ آلمان/ایتالیا


Land and Freedom

Perhaps the best feature film about the Spanish Civil War, Land and Freedom was directed by Ken Loach, written by Jim Allen, and produced by Rebecca O’Brien. The film is revealed in flashback through the eyes of the main character’s granddaughter, who has discovered his wartime letters.

شاید بهترین فیلم داستانی در مورد جنگ داخلی اسپانیا، زمین و آزادی بکارگردانی  کن لوچ، نوشته شده توسط جیم آلن ، و تولید شده توسط ربکا اوبرایان. این فیلم در فلاش بک از طریق چشمان نوه شخصیت اصلی، که نامه های زمان جنگ او را  .کشف کرده ،بازگو میشود

The focus is on David Carr (Ian Hart), an unemployed worker and member of the Communist Party of Great Britian, who joins the fight against the Fascists. In some ways, the film is a standard war movie, concentrating on the stuggles of a central character within a small band of fighters. Our sympathies are always with these fighters, even after the hero is wounded and leaves to recover and eventually joins a military cadre aligned with the government.

تمرکز فیلم بر روی دیوید کار (ایان هارت) ، یک کارگر بیکار و عضو حزب کمونیست  انگلیس، که برای مبارزه با فاشیست می پیوندد میباشد .از برخی جنبه ها، این فیلم یک فیلم استاندارد جنگی است، تمرکزش بر روی شخصیت مرکزی در یک گروه کوچک از مبارزان است. همدردی ما همیشه با این مبارزان است، حتی پس از اینکه قهرمان زخمی میشود و میرود که بهبودی یابد و در نهایت بعنوان کادر نظامی  که به دولت وابسته است می پیوندد.


These unites are hierarchical, with imposed ranks and divisions of labor and gender. Disillusioned with the official units, Carr returns to the anarchist brigade—where men and women fight side by side and elect their own leaders when necessary.

این واحدها هرمی ست، با صفوف تحمیل شده و با تقسیم کار و جنسیت می باشد. سرخورده از واحد رسمی، کار برمی گردد به بریگاد(تیپ) آنارشیستها- که در آن مردان و زنان در کنار هم مبارزه و رهبران خود را در صورت لزوم انتخاب میکنند .

Later, when the brigade clashes with government forces, several fighters—including Blanca, with whom Carr has fallen in love—are killed, and the anarchists are forced to surrender. Carr returns to England with a handful of Spanish soil. Land and Freedom won the FIPRESCI International Critics Prize and the Prize of the Ecumenical Jury at the 1995 Cannes film festival.

بعدها، زمانی که بریگاد با نیروهای دولتی درگیر میشود، چندین جنگجو- از جمله بلانکا، که کار عاشقش شده است - کشته می شوند، و آنارشیست ها  مجبوربه تسلیم میشوند. کار به انگلستان برمی گردد با دستی پر از خاک اسپانیا. زمین و آزادی   جایزه منتقدان بین المللی فیپرچی را برده و جایزه هیات داوران جشنواره کان را نیز در  سال 1995 به دست آورد.


4. Matewan (USA, 1987)

  1987،مته ون :آمریکا
Matewan
Written and directed by John Sayles, Matewan is an ambivalent union film that stages a reenactment of the 1920 coal miner’s strike in Matewan, West Virginia, including the final gunfight between the townspeople and the anti-union thugs that left seven people dead. It falls squarely into Sayles’ style combining history, biography, and social consciousness.

نویسنده و کارگردان جان سیلز، مه ته ون یک فیلم دو جنبه ای در مورد اتحادیه است که مجددا اعتصاب کارگران زغال سنگ را در سال 1920 در مه ته ون بازسازی میکند ،در غرب ویرجینیا، از جمله تیراندازی نهایی میان مردم شهر و اراذل و اوباش ضد اتحادیه که هفت کشته بر جای گذاشت . دقیقا به سبک فیلمسازی سیلز که در هم ادغام میکند تاریخ، زندگینامه، و آگاهی اجتماعی را میخواند .

As the miners in a company town begin to organize for better working and living conditions, the company attempts to replace them with Black and Italian-immigrant scabs. When he sees the company’s plan to foment conflict between the groups of workers, organizer Joe Kenehan (Chris Cooper) convinces the towns people and the new workers to unite agianst a common foe.

همینکه  کارگران معدن در یک شهر شرکتی برای بهبود شرایط کاری و زندگی بهتر شروع به سازماندهی  میکنند، شرکت برای جایگزین کردن آنها با کارگران مزدور(هستند کارگران دستمال دورقاپ چینی که از هر فرصتی برای کار کردن با خنجر زدن به همرزمان طبقاتیشان خودفروشی میکنند و صفوف تظاهرات را شکسته و خایه مالی رئیس و ارباب کارخانه صفات بارزشان است-م) مهاجر  سیاه پوست و ایتالیایی- دست بکار میشود . وقتی که او(منظور رهبر سازمانده اتحادیه-'جو کنه هان'/ کریس کوپر- میباشد-م) طرح شرکت برای دامن زدن به درگیری بین گروه های کارگران  را می بیند، مردم اهالی شهر و کارگران جدید را متقاعد میکند که علیه دشمن مشترک متحد شوند .

Tensions escalate as the company employs union busters against those who have organized, and these enforcers evict, injure, and kill several resisters. After the showdown between the forces, the film ends with an epilogue recounting how the violence continued to plague local social relations for years.

تنش تشدید میشود همینکه کمپانی اتحادیه بهم زنانی را استخدام میکند برای مقابله با کارگرانی که خود را سازماندهی کرده اند ، و این مجریان(لومپنهای خود فروش-م) بیرون  و زخمی میکنند، و چندین نفر را نیز میکشند. پس از شاخ و شانه کشیدن  نیروهای متخاصم، فیلم با یک نوشتار ختامی، که بازگو میکند چگونگی ادامه خشونت که همچنان دامنگیر روابط اجتماعی محلی برای سالیان سال میباشد ، به پایان می رسد.

The film depicts the complex, dynamic intersections among race, class, ethinicity, and gender involved in twentieth-century labor organizing. While it clearly stands for the miners and townspeople—including the local police and politicians—against the company and the hired guns they employ, its ending—with the labor organizer sparking the violence he sought to avoid—leaves open questions regarding unions as the best possible solution to the exploitation of workers.

این فیلم تصویری پیچیده از، تقاطع پویائی میان نژاد، طبقه، قومیت، و جنسیت درگیر در سازمان های کارگری قرن بیستم است. در حالی که  فیلم به وضوح طرف کارگران معدن و اهالی شهر را میگیرد- از جمله پلیس محلی و سیاستمداران- در برابر کمپانی و استخدام اوباشان مسلح ، پایان آن- سازمانده کارگری و جرقه خشونتی را که به دنبال جلوگیری از آن بود - سؤالاتی را در ذهن باز میگذارد  مبنی بر اینکه آیا   اتحادیه به عنوان بهترین راه حل ممکن از بهره کشی کارگران میباشد یا نه.

3. Born in Flames (USA, 1983)

1983،زاده شدن در شعله های آتش : آمریکا

Born in Flames

The one example of feminist, queer, science fiction on this list, Lizzie Borden’s film takes a “documentary-style” approach in presenting its futuristic image of America reborn as a socialist democracy pushed toward anarchist activation by women’s pirate radio.

یک نمونه  فمینیستی، هم سکس گرائی، داستان علمی تخیلی در این فهرست، فیلم لیزی بوردن  یک رویکرد "مستند گونه " دارد در ارائه تصویر آینده گرایانه از امریکای دوباره متولد شده به عنوان یک دموکراسی سوسیالیستی که به سمت فعالیت آنارشیستی هل داده شده توسط رادیوی غیر قانونی زنان .

In New York City, ten years after the peaceful socialist revolution, two feminist radio stations—one led by a white lesbian and one led by a soft-spoken black woman—give voice to the shortcomings of the revolution, which some argue has led to a dystopian system of governmental control and aggrevated patriarchal abuse.

در شهر نیویورک، ده سال پس از انقلاب سوسیالیستی صلح آمیز، دو ایستگاه رادیو فمینیستی- یکی به رهبری هم سکس گرای زن/لزبین سفید پوست و دیگری برهبری  یک زن سیاه پوست با صدای ملایم-  که صدایشان را به کاستی انقلاب می افزایند،  که برخی استدلال می کنند منجر به یک سیستم ناکجاآباد کنترل دولتی و سوءاستفاده  مردسالارانه کشیده شده است.


After a prominent feminist is detained and dies in custody, three investigative journalists are fired for their coverage of FBI agents, and both radio stations are burned down, the radio groups unite and join with the Women’s Army in direct actions against the authorities.

پس از اینکه یک فمینیست برجسته بازداشت شده و در حبس می میرد ، سه روزنامه نگار تحقیقی برای پوشش خبری ماموران اف بی آی از کار اخراج میشوند، و هر دو ایستگاه رادیویی سوزانده میشوند، گروه های رادیوئی متحد شده و به ارتش زنان می  پیوندند تا دست به اقدامات مستقیم علیه مقامات زنند.

Eventually, a group of these activists mobilize against a speech by the President of the United States, urging reforms to the system. They demand the right for self-rule from the elites and blow up the radio tower atop the World Trade Center to end all future hegemonic media messaging. The film emphasizes alternative aesthetics, direct (rather than representative) democracy, and women’s roles in what is deemed as “necessary violence.”

در نهایت، یک گروه از این فعالان در برابر یک سخنرانی توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بسیج  شده، و خواهان اصلاحات در سیستم میشوند. آنها خواستار حق خود مدیریتی از نخبگان شده و به منفجر کردن برج رادیویی در بالای مرکز تجارت جهانی برای پایان دادن به همه پیامهای هژمونیک وار رسانه ای در آینده اقدام میکنند . این فیلم تاکیدی دارد بر آلترناتیو زیبائی شناسی ، دموکراسی مستقیم (به جای نماینده گی) و نقش زنان در آنچه که به عنوان "خشونت لازم" تلقی میشود 


2. Zero for Conduct (France, 1933)

صفر برای رفتار: فرانسه، 1933

Zero for Conduct

This forty-seven minute film remains one of the two best-known anarchist documents from the first half of the twentieth century—the other being Luis Buñuel’s Las Hurdes: Tierra Sin Pan (Land Without Bread), also a short film of thirty minutes, and also from 1933.

این فیلم چهل و هفت دقیقه ای یکی از بهترین  شناخته شده ترین دو اسناد آنارشیستی باقی مانده از نیمه اول قرن بیستم- دیگری متعلق به لوئی بونوئل است: زمین بدون نان، همچنین یک فیلم کوتاه سی دقیقه ای، و همچنین از سال 1933

Directed by Jean Vigo, who based the film on biographical experiences in school and his socialist father’s anecdotes concerning contemporary childrens’ prisons, and addressing images of juvenile rebellion against boarding school authority, the film was banned in France until 1945.

به کارگردانی ژان ویگو، که فیلم را براساس تجارب زندگینامه در مدرسه و حکایات پدر سوسیالیستش در مورد زندان کودکان معاصر، و پرداختن به تصاویر شورش نوجوانان در برابر اقتدار مسئولین مدرسه شبانه روزی ساخته شده ، این فیلم در  فرانسه تا سال 1945 ممنوع اعلام شد.


After returning from their summer holiday, students are reminded that they must adhere to the school’s strict code of conduct or receive a “zero” for behanvior in their educational records. The faculty and staff are absurd characatures whose outward appearance mimic their inward ineptitude, in the students’ eyes. The children mock the ridculous demands of the adults and ignore their attempts to discipline them.

پس از بازگشت از تعطیلات تابستانی شان، به دانش آموزان یادآوری می شود که آنها باید به کد دقیق رفتار در مدرسه پایبند بمانند وگرنه برای رفتار"صفر" در مدرک تحصیلی دریافت خواهند کرد. معلمین و کارکنان ، در چشم دانش آموزان، شخصیتهای پوچی هستند که ظاهرخارجیشان تقلیدی از نادانی درونیشان میباشد. کودکان خواسته های بزرگسالان را مسخره میکنند و تلاششان را برای نظم و انظباط نادیده میگیرند .

Because the scenario is depicted from the student’s perspective, we do not realize the serious critique of coercion drawn out by the smallest moments of this film until the final scene. Suddenly, successful in their revolt, we find the rebels hoisting their skull and crossbones flag atop the school while symbolically hurling chamber pots and refuse at the figures of authority on the grounds below.

از آنجا که سناریو از منظر دانش آموز به تصویر کشیده شده، ما انتقاد جدی ازتهدید و اجبار توسط کوچکترین لحظاتی که در این فیلم به تصویر کشیده شده را تا صحنه آخر درک نمی کنیم . ناگهان، با موفقیت در شورش خود ، ما شاهد آن میشویم که شورشیان به احتراز در می آورن پرچم جمجمه واستخوانهای متقاطع ( نشانه مرگ و خطر-م) را در بالای مدرسه در حالی که بگونه نمادین گلدانها را پرتاب میکنند  و  بسخره میگیرند شخصیتهای مقتدر/ اتوریته را در زمین پائین .

1. Salt of the Earth (USA, 1954)

1954، نمک زمین: آمریکا

Salt of the Earth (1954)

Cited frequently by Noam Chomsky as actual engaged filmmaking—in contrast to the disguised right-wing politics of Elia Kazan’s On the Waterfront (also from 1954)—Salt of the Earth tops this list because it combines multiple aspects of anarchist form and content with regard to production, distibution, exhibition, and reception.

اغلب توسط نوام چامسکی به عنوان فیلمسازی واقعا درگیرانه- در مقابل سیاستهای راست گرایانه مبدل الیا کازان در' بارانداز' (همچنین از سال 1954) - نمک زمین در صدر این لیست است زیرا ترکیبی از جنبه های مختلف فرم و محتوای آنارشیستی با    توجه به تولید، نمایش، و پذیرش را داراست


A neorealist-inspired collaborative endeavor to dramatize the 1951 strike against the Empire Zinc Companty in Grant County, New Mexico, the black and white film deploys actual miners and their families and is constructed around the tensions between the work place strikes and the home front difficulties as gender and hierachical situations are fractured and shifted by intersecting responsibilities.

یک تلاش مشترک- نئورئالیستی الهام گرفته شده که به نمایش میگذارد اعتصاب 1951 را در برابر شرکت امپراتوری روی در بخش گرانت، نیومکزیکو، فیلم سیاه و سفید کارگران معدنچی ها و خانواده های واقعی آنها را قرار میدهد و در حول و حوش تنش فی ما بین اعتصاب محل کار و مشکلات درون خانه پیرامون شکننده شدن و تغییریافتن جنسیت و موقعیت سلسله مراتبی با مسئولیتهای متقاطع ساخته شده است .


Although the film is a remarkably collective story—of the miners and their communal struggles to work freely and live the lives they have made—it also uses the microcosm of Esperanza and Ramon’s tale to focus on the gendered aspects of resistance.

اگر چه این فیلم یک داستان  جمعی قابل ملاحظانه است - از کارگران معدن و مبارزات جمعی شان برای آزادانه کار کردن و  ساختن زندگیشان- همچنین با استفاده از جهان کوچک داستان اسپرانزا و رامون تمرکز میکند بر جنبه مقاومت جنسیتی .


Esperanza, who narrates the film, is pregnant with their third child; she at first supports Ramon’s leadership in the workers’ organization but quickly challenges his patriarchal abuse at home. After the striking men are denied the right to continue their collective action, the women of the town take up their places in the picket line, marching for the rights and recognition of all the workers.

اسپرانزا، که فیلم را روایت میکند، باردار است با فرزند سومشان ; او در ابتدا از رهبری رامون در سازمان کارگران حمایت میکند اما به سرعت به چالش می کشد  سوء استفاده مردسالارانه اش را در خانه. پس ازاینکه حق ادامه اقدام جمعی مردان اعتصاب کننده تکذیب میشود ،  زنان شهر جای آنان را در صف اعتصاب میگیرند، و به راهپیمایی برای حقوق و به رسمیت شناختن همه کارگران میپردازند .

Thus, Salt of the Earth is one of the first modern films to directly align feminist and working-class issues without subverting one hierarchy to the other. The film was written by Michael Wilson, directed by Herbert J. Biberman, and produced by Paul Jarrico.

بنابراین، نمک زمین یکی از اولین فیلمهای مدرن است که به طور مستقیم بهم پیوند میزند مسائل فمینیستی و طبقه کارگررا بدون واژگون سازی / تضعیف کردن یک سلسله مراتب به دیگری. این فیلم نوشته مایکل ویلسون،  به کارگردانی هربرت جی بیبرمن ، و تولیدکننده آن پل جی ریکو است .


All three men had been blacklisted as communists by the Hollywood establishment. The film was originally blacklisted and banned as subversive but in 1992 was selected by the Library of Congress for archival preservation on the national film registry.

هر سه این مردان به عنوان کمونیست در لیست سیاه نهاد هالیوود بوده اند. این فیلم در اصل در لیست سیاه بود و به عنوان خرابکار/انقلابی ممنوع اما در سال 1992  توسط کتابخانه کنگره برای حفظ آرشیو در ثبت ملی فیلم انتخاب شد.

***************************

Author Bio: Brian Bergen-Aurand is a professor of film and writes about film, ethics, and embodiment from an anarcho-queer/social collectivist perspective at foreigninfluence.com.

زندگینامه نویسنده : برایان برگن- آرند استاد فیلم است و در مورد فیلم ، اخلاق، و تجسم / در برداری از دیدگاه آنارکو-هم سکس گرا / جمع گرای اجتماعی در .
foreigninfluence.comمینویسد