مولانا و عشق
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید - در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید - کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید - که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان - چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
... بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا - بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید - چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست - هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
مولوی
No comments:
Post a Comment